رهروان حقیقت

خودشناسی ، عشق ، سفر روح

امواج افکار چه هستند؟چگونه ایجاد می شوند؟چگونه بر انها مسلط شویم؟

نویسنده: Moonshine تاریخ: جمعه, ۴ خرداد ۱۳۹۷ موضوع : آگاهی, دسته‌بندی نشده, صفحه اصلی | بدون دیدگاه

وقتی فکری پیش می اید وسپس از ذهن خارج می شود, اثری از ان در ذهن ناخوداگاه ما باقی می ماند. و زمانی که هکان فکر مجددا پیش می اید, اثر دفعه ی پیش خود را عمیق تر می کند و اگر همان فکر مکررا پیش اید, اثر عمیق تر و بزرگتر میشود. تا زمانی که ان فکر جای محکمی را برای خود پیدا نکرده, به صورت دعوت نشده هر زمانی به سراغ ما امده و ذهن را مشغول میکند.
این تاثیرات که در ناخوداگاه ما ثبت می شوند, نطفه ای را به وجود می اورد و در زمان مرگ عمیقا در قلب ما نفوذ می کند و از بین نمی رود. انها به عنوان واسانا (پو روا سامسکارا یا گرایشات مخفی) به زندگی بعدی ما منتقل می شوند و در زمان مساعد خود را نشان می دهند, یعنی از قلب ما تراوش میکنند.
خود بزرگ, این واسانا ها را در نزدیکی خود یعنی در قلب ما حفظ و حراست می کند, مانند: شخص خسیسی که شیء گرانبهایی را همیشه نزدیک خود نگه می دارد و به هیچ وجه از مراقبت ان غافل نمیشود.
وقتی واسانایی از قلب ازاد میشود و به فعالیت می پردازد, با نور مربوط به خود بزرگ همراه است و به فرد احساس فکر کردن دست می دهد. واسانا از قلب به مغز میرود و در این جریان, فکر تغییر یافته و بزرگ میشود, و این بزرگ شدن تا زمانی که به تنهایی شروع به خودنمایی کند ادامه خواهد داشت. در این بین سایر واساناها در حالت غیر فعال هستند.
وقتی واسانای اصلی مسیرش را طی کرد, واسانای قوی بعدی که در قلب به صورت مخفی وجود داشت خودنمایی میکند, جریان فوق را می گذراند و شروع به اشغال ذهن میکند و به همین ترتیب واساناها یکی یکی ظاهر میشوند. در مورد تاثیرات فکر و ذهن, باید اشاره نمود که این تاثیرات شخصیت فرد را تشکیل می دهند.
اگر غالب این افکار راجع به خدا و مهربانی نسبت به همنوع باشند, فرد متدین و نیکوکار جلوه خواهد کرد و موجب ارتقاء مقام فرد می شود و تدریجا پختگی و امادگی فرد برای انجام تکالیف الهی را به دنبال خواهد داشت و وی را در زمینه ی معنویات به درجات بالایی می رساند.
با بالا رفتن سن اگر فرد مراقب افکار خود نباشد و اجازه دهد که افکار ناخوشایند با روش قدیمی خود پیشرفت نمایند, شخص قربانی افکار خویش خواهد شد و انسانها از وی فرار خواهند کرد. این دسته از افراد حتی در زمان حیاتشان, زندگی جهنمی و حقیرانه ای را می گذرانند. اگر این سامسکاراهای بد به زندگی بعدی منتقل شوند, تنها راه نجات این است که لطف خداوند شامل حال شخص شود.
و کودک را در خانواده و محیطی که رشد معنوی را در او فراهم می کنند قرار دهد (بهاگاواد گیتا قسمت ۱۶). تنها راه ساده برای رهایی از این گرایشات نامطلوب در این زندگی, تکرار داِئم مانترا و ذکر دائم پروردگار است. به این ترتیب به مرور زمان گرایشات منفی در ذهن انسان معدوم می شوند و دریچه های حافظه ی طولانی مدت باز میشوند.(در این هنگام حافظه موقت از میان می رود و اموخته های انسان به صورت دائمی و بدون فراموشی در مغز او ثبت می شوند.)
اگر بخواهیم ذهن و واساناها را تشبیه کنیم شباهت انها به اسیاب و گندم است: ذهن سنگ اسیابی است که دائما می چرخد و واساناها دانه های گندم هستند که ذهن را مشغول نگه می دارند, اگر دانه نباشد اسیاب هم متوقف می شود و به همین صورت اگر واسانایی وجود نداشته باشد, طبیعتا ذهن مشغولیتی نخواهد داشت. (تو خودت هستی, موجودی که از همیشه از وجود خویش به عنوان خود بزرگ و درخشان در قلب اگاه است. در تو قدرت مرموزی وجود دارد که ان قدرت بدون هیچ است.)
بنابراین واساناها که در طی مدیتیشن, به صورت افکار زائد در ذهن فرد ظاهر می شوند, مزاحم مدیتیشن خواهند بود و نا زمانی که واساناها وجود دارند و کاملا از بین نرفته اند, نمی توان به خویابی رسید.
راه رهایی چیست؟
تنها راه رهایی از واساناها تمرکز بر چیزی است که فاقد واسانا باشد, قلب تنها چیزی است که می تواند واساناها را از بین ببرد. هدف جویندگان حقیقت, باید خارج کردن افکار زائد از قلب و ازاد کردن ان باشد. به صورتی که هیچ انعکاسی نور اگاهی را نپوشاند. و این کار تنها با جستجوی منشاء (ایگو) امکان پذیر است. (ایگو مکانی است که اگاهی مطلق در انجاست, مکانی در قلب و مملو از اگاهی ماوراء تصور بشر.)
هنگامی که به ایگو دست پیدا می کنید, به حالت اولیه بشر, حالت بدوی, حالت اگاهی مطلق و در کنترل گرفتن روح خواهید رسید, حالتی که به گفته ی بسیاری از اساتید حالت خلوص ابدی نام دارد.
به همان صورت که ابی که در ظرفی وجود دارد, نور عظیم خورشید را در حدود ظرف منعکس میکند, به همین صورت واساناها نیز زمینه انعکاسی هستند که نور عظیم اگاهی را که از قلب بر می اید, می گیرند و منعکس می کنند,این فرایند ذهن را به وحود می اورد. با توجه به انعکاس ها, تنها فردی که به روشن بینی نرسیده باشد دچار گمراهی می شود و اشتباها تصور می کند که موجود محدودی می باشد و این در حالی است که افراد روشن بین می دانند که هیچ محدودیتی ندارند.
سوال( من که هستم؟), ذهن را زیر و رو می کند و به منشا (من) می رود, واساناها معدوم میشوند و به علت نبودن زمینه انعکاسی و عدم انعکاس افکار ذهن و تفکر در نور وحدت که قلب می باشد ادغام می شوند. شاید به این دلیل است که (جیوا یا خود کوچک) را اگاهی انعکاسی می نامند.(خود کوچک حالتی از اگاهی است که معمولا قبل از روشن بینی انرا به عنوان خود می شناسیم.)
به نسبتی که فکر و ذهن جذب قلب شوند, واساناها معدوم می گردند. مدیتیشن و تمرکز روی خود بزرگ, به نحوی که عوامل خارجی مخل ان نشوند, ضروری است تا گرایشات غریزی ذهن که موجب تولد و مرگ های متعدد می شوند گسسته شوند و تا زمانی که خود بزرگ به صورت طبیعی و بدون تمرکز کردن جریان یابد بایستی مدیتیشن را ادامه داد. به این ترتیب است که واساناها از بین می روند.
(ماندوکیا اوپانبشاد), چنین می گوید:
ذهن را روی قسمت اصلی قلب متمرکز کنید و بدون فکر باقی بمانید, این راهی است برای تمرکز ذهن بر روی قلب.
در بهاگاواد گیتا فصل ۶, امده است:
با عزم ثابت به تدریج ذهن را روی خود بزرگ ثابت نمایید و سکون ذهن را تجربه کنید, بعد از ان بدون تفکر باقی بمانید و هر زمان که ذهن شروع به فعالیت نمود, توجه ان را به خود بزرگ برگردانید و (خویش) باثی بمانید. (زمانی که مانترا تکرار می شود, اگر با دقت تکرار نمایید که صدای مانترا از کجا سرچشمه می گیرد, ذهن جذب انجا می شود. به این حالت تاپا می گویند.)
همانگونه که هوای درون هر ظرفی با هوای محیط پیرامون ان متفاوت نیست, ماهیت خود بزرگ موجود در قلب نیز با ماهیت خدای مطلق, ذات لایتناهی پروردگار و روح یکی است.



برچسب ها : , , , , , , , , , ,

شما هم دیدگاهی برای این مطلب ارسال کنید