رهروان حقیقت

خودشناسی ، عشق ، سفر روح

گام هایی که شما را به خدا می رساند(برگرفته از سخنان یوگاناندا)

نویسنده: Moonshine تاریخ: سه شنبه, ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ موضوع : آگاهی, راه عرفان, صفحه اصلی | بدون دیدگاه

گام هایی که شما را به خدا می رساند(برگرفته از سخنان یوگاناندا)
اثبات وجود خدا
عده ی خیلی اندکی از افراد هستند که درک میکنند چگونه با خداوند صمیمانه گفتگو کرده و راز دل با او بگویند.
دلیل بسیاری از کسانی که مناجات نمیکنند این است که می گویند : “خُب اگر ما به خدا فکر کنیم یا نکنیم هیچ فرقی ندارد چراکه در هر صورت قادر هستیم اغلب نیازهای روزانه ی خود را تامین کنیم. چرا باید او را بخوانیم؟”
بعضی دیگر اینگونه میگویند که : ” ما دعا و مناجات می کنیم، اما مطمئن نیستیم که آیا او به دعا کردن ما گوش می دهد یا خیر، پس چرا باید خود را اذیت کرده و به زحمت اندازیم؟”
برخی از کسانی که به جستجو برای یافتن خداوند اقدام نمیکنند، این بهانه را می آورند که : ” وقتی که ما بمیریم به فرشته تبدیل میشویم” (یعنی ما بعد از مرگ از تمامی گناهان مبرا شده و مثل فرشتگان که معصوم هستند خواه ناخواه به درک و دیدن خدا نائل می شویم.) اما دوستان من! این را به خاطر داشته باشید که اگر شما قبل از مرگ فرشته نباشید (یعنی مانند فرشتگان نیک رفتار و پاک) نباشید بعد از مرگ هم به فرشته تبدیل نخواهید شد. همچنین شما پس از مرگ صرفا به علت اینکه مرده اید و به آن دنیا منتقل شده اید، بال های فرشتگان را کسب نخواهید کرد(بال فرشتگان نماد پاکی است. یعنی روح تان بعد از مرگ پاک نخواهد شد و باید در همین دنیا پاک باشید تا در آنجا هم این فضیلت با شما باقی بماند).مرگ به معنی ارتقاء یافتن و دگردیسی نیست. هرآنچه که ما خواستار آن هستیم و انتظارش را می کشیم تا در آخرت آن را بیابیم، همین الان و در لحظه ی حال باید به کسب کردن آن بپردازیم. باید همین امروز به دستش آوریم. ما باید مرد عمل باشیم.
جنبه های عملی خود آگاهی زندگی هزاران نفر را تغییر داده است. (یعنی اگر فرد به صورت عملی وارد مسیر خودشناسی گردد، زندگی اش به سمت بهتر شدن، تغییر می کند.) اگر شما عاشق خداوند هستید، قادر خواهید بود به دیگران کمک کنید تا حضور او را احساس کنند،همانطور که شما می توانید نفرت خود را نسبت به کسی که از او بیزارید، نشان دهید. شما باید از قدرت و توانایی های خود استفاده کنید. خودآگاهی می بایست شیرازه ی اصلی مذهب در زندگی شما باشد. من نمیخواهم شما را به پیروی کردن از شخصیت خودم وا دارم. (منظور تاکید بر عدم تقلید کورکورانه و پیمودن راه توسط خود سالک است.)
“اثبات وجود خدا، نه با مطالعه در کتب یافت می شود و نه در سخنان دیگران. آن در وجود خود شماست.”
وقتی در سکوت نشسته و عبادت می کنید اما هیچ اتفاقی نمی افتد، دلیلش آن است که شما به آن اندازه در عبادت خود فرو نرفته و عمیق نشده اید که بتوانید خدا را لمس کنید. عبادت کورکورانه و بدون آگاهی،هیچ فایده ای ندارد.اما اگر شما از اعماق قلبتان و با تمام وجود ،خدا را بخوانید ،برای مثال این چنین بگویید: “پروردگارا من از آن تو هستم” یا “بارالها من تصویری از وجود تو هستم”، اینگونه مناجات ها کارگر خواهد بود و تصدیق خواهد شد.بنابراین اگر بتوانید رابطه ی از دست رفته ی خود با خداوند را دوباره به دست آورید،از آن پس همه چیز خواهید داشت.
راه شناخت خدا چیست؟ چگونه است؟
قدم اول: نباید ها
پاتانجلی[مؤلف سوتره های یوگاست.بر اساس سنت هندوان او همان نویسنده ی مهاباسیه(کتابی در زمینه ی دستور زبان سانسکریت) و کتاب ناشناخته ای در زمینه ی آیوروده(پزشکی سنتی هند) است.] می گوید: از قوانین آشکار و بدیهی شمرده شده ی همه ی مذاهب که به صورت نهی و بازداشتن از امر،مطرح می شود ،پیروی کنید:
دزدی نکنید، کسی را به قتل نرسانید، روابط نامشروع نداشته باشید و به طور کلی هیچ گونه کار شرورانه ای انجام ندهید.
قدم دوم: باید ها
احکام و قوانین مورد تأیید تمامی مذاهب را که به شیوه ی مثبت گرایانه، مطرح شده، انجام داده و پیروی کنید:
مهربان باشید، بی ریا و خالص باشید، راستگو باشید،هم نوعان خود را دوست بدارید.
اما انجام این امور برای شناخت خدا کافی نیست. قبل از اینکه متولد شوید، زمانی که هیچکس همراه شما نبود او (خدا)در کنار شما بود.وقتی که شما می میرید و دوستانتان شما را به خاک می سپارند، او تنها کسی است که با شما خواهد بود. او تنها دوست حقیقی است. تنها دوستی که عشقش بدون هیچ قید و شرطی از آن شماست. این را به خاطر بسپارید.
قدم سوم : حالت بدنی مناسب
بعد از یادگیری اصول و شیوه ی درست زیستن، قاعده ی نشستن صحیح مطرح می شود. شما می بایست در هنگام مراقبه حالت بدنی صحیحی داشته باشید. باید راست و چهار زانو بنشینید به طوری که ستون فقرات تان عمود بر پاهایتان باشد.
اما شما نمی توانید فقط با رعایت کردن یکسری اصول بدنی و فیزیکی نیز خدا را بیابید.
قدم چهارم: فشارهای وارده بر زندگی تان را از بین ببرید
فشارهای موجود در زندگی مثل استرس و اثراتی را که این فشارها بر بدن شما وارد می کنند را از بین ببرید. فشارهایی که بر زندگی وارد می شوند، باید از ارگان های حسی بدن بیرون رانده شوند. (یعنی باید تمامی نگرانی ها، ترس ها، اضطراب ها و… را مهار کنید)
در این حالت احساسات فیزیکی (منظور از احساسات فیزیکی، محرک هایی است که باعث بروز یکسری تغییرات احساسی در سیستم بدن ما می گردند برای مثال لرزیدن از سرما یا خشک شدن گلو و دهان از ترس یا تپش قلب و احساس فشار شدید روی قفسه ی سینه که حاصل از اضطراب می باشد) نمی توانند به مغز برسند. (یعنی با کنترل آگاهانه ی احساسات مغز از تنش ها و افکار مربوطه تهی گردیده و به آرامش می رسد.)
چرا شب ها هنگام خواب احساس آرامش می کنید؟ این احساس از کجا می آید؟ از کجا سرچشمه می گیرد؟
امکان ندارد که از هیچ، احساسی به وجود آید. آن حس ناب آرامش از چه چیز نشأت می گیرد؟
جواب این است: خدا سرچشمه ی آرامشی است که در دیار خواب تجربه می کنید.
به همین دلیل اساتید و مرشد ها توصیه می کنند که خودآگاهی را با درست فکر کردن، داشتن عملکرد صحیح، غذای سالم و مناسب خوردن و اکسیژن رسانی بهتر به خون و هم چنین با کمک پارایاناما (تکنیکی برای کنترل فشارهای زندگی) تمرین کنید.
آنها به ما می آموزند که با خاموش کردن پنچ حس بینایی، بویایی، چشایی، لامسه و شنوایی می توان آن خودآگاهی حقیقی را در عمل، در خود ایجاد کرد.
قدم پنجم: درون گرا کردن ذهن
بعد از عبور از مرحله ی چهارم شما می توانید آگاهی تان را به سمت درون تان متمایل کرده و ذهن خویش را باطناً تغییر داده و آن لذت نابی که در حال حاضر فقط در حین خواب تجربه می کنید، را احساس کنید. زمانی که شما از خود و تمامی حواس تان خاموش باشید، در قلمرو خدا خواهید بود.
پس ابتدا قواعد اخلاقی را رعایت کنید و بعد در سکوت بنشینید و جریان حیات خود را از احساسات و افکار زائد خالی کنید.اگر رهجوی خوبی باشید می توانید در عرض چند سال این کار را انجام دهید.
قدم ششم: تمرکز
پس از مهار کردن حواس و به تبع آن درون گرا کردن ذهن شما خودآگاه تان را در تمرکز به درون می یابید. (یعنی زمانی که تمامی مسائلی که باعث درگیری ذهن می شوند اعم از احساسات و استرس ها و افکار زائدی که حواستان را پرت می کند، را کنترل کرده و از بین ببرید، به طور خودکار تمرکز شما به درونتان منعطف خواهد شد.) من می توانم ذهنم را بر روی هرچه می خواهم متمرکز کنم. اما! حتی اگر بتوانید این کار را انجام دهید، هنوز به هیچ وجه به خدا نرسیده اید! این که می توانید افکاری را که تمرکزتان را به هم می زند، کنترل کرده و عملا به خدا فکر کرده و بر آن تمرکز کنید، تازه اول راه است.
قدم هفتم: مراقبه
هفتمین گام به سوی خدا،مراقبه ی حقیقی و گسترش آگاهی می باشد. به یاد داشته باشید،خدا سرور است، خدا نور است. بعضی اوقات من این کره ی خاکی را در او می بینم، مثل یک رویا. این جهان البته یک رویاست. با همدلی و صمیمیت همه چیز به غیر از خدا ناپدید می شود. او بعضی اوقات به مانند نوری حیران کننده است، یا یک صدای مدهوش کننده و یا دریای بیکرانی است از شادی. او نوری است که در اطراف بال های ابدیت و جاودانگی پراکنده شده است.
او صدای کیهانی مانترای اُم است( اُم یک مانترا و واژه عرفانی سانسکریت مربوط به دین هندوئیسم (و کشور هند) است.)که رهجو در هنگام مراقبه آن را از درون خود می شنود. خدا به عبارت دیگر عشق است.وقتی شما نسبت به همه چیز و همه کس احساس محبت می کنید، در واقع این خداست که از طریق شما عشق خود را ابراز می کند.در مردان حق و مریدان خاص او این عشق بیشتر احساس می شود و نمایان تر است.
قدم هشتم: وحدت با خدا
آخرین قدم یگانگی و اتحاد است.وحدت با آن نور،وحدت با آن سرور، وحدت با عشق، وحدت با دانای کل که همان خداست. و نه تنها یگانگی بلکه گستردن آگاهی از محدودیت های جسمی به کرانه های جاودانگی. شما نمی توانید در عین حال سوار پنج ماشین مختلف شوید.(منظور آن است که از شاخه ای به شاخه ی دیگر نپرید و یک اصل را انتخاب کرده و نسبت به آن وفادار بمانید)
باید یک شیوه و اصل حقیقی را برگزیده و از آن پیروی کنید. با تمام قدرت ذهنی خود، با تمام عشق جاری در قلب تان، عنصر اثیری و آسمانی پرستش را در خود ارتقا دهید. آن وقت خدا را خواهید یافت و به الوهیت درون نائل خواهید شد.

منبع :
http://yogananda.com.au/gurus/yogananda_quotes_steps_to_God-46.html#top



برچسب ها : , , , , , , , , , ,

شما هم دیدگاهی برای این مطلب ارسال کنید