رهروان حقیقت

خودشناسی ، عشق ، سفر روح

شفای خورشیدی

نویسنده: Moonshine تاریخ: پنج شنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷ موضوع : آگاهی, راه عرفان, صفحه اصلی | بدون دیدگاه

مرکز شفای خورشیدی با گسترش درکی بهتر از چگونگی توانائی خورشید در شفا بخشیدن به ذهن، بدن و روح انسان، توجه خود را بر کمک‌رسانی به جامعه بشری معطوف نموده است درست به همان شیوه‌ای که هیرا راتان مانک (HRM) که تاکنون بیش از هفت سال غذا نخورده ارائه نموده است.
هیراراتان مانک به اثبات رسانده است که انسان می‌تواند فقط با انرژی خورشید برای مدتی طولانی بدون نیاز به غذا زندگی نماید. این مطلب به‌عنوان پدیده HRM شناخته شده است.
این روش برای درمان همه بیماری‌های روان‌تنی، ذهنی و همچنین افزایش قدرت حافظه و توان ذهنی با استفاده از نور خورشید به‌کار برده می‌شود. هر فرد ظرف سه‌ماه پس از آغاز تمرین این روش می‌تواند از هر نوع مشکل روانی رهائی یابد و برای رویاروئی با هر مشکلی در زندگی اطمینان و دلگرمی حاصل نموده و بر هرگونه ترس از جمله ترس از مرگ غلبه کند.
نتیجتاً فرد از آشفتگی‌های ذهنی و ترس آزاد خواهد شد که منجر به تعادل کامل ذهن می‌گردد. اگر کسی این روش را برای مدت شش‌ماه ادامه دهد از تمامی بیماری‌های بدنی نیز رهائی می‌یابد و پس از مدت نه ماه می‌تواند بر گرسنگی که خودبه‌خود ناپدید می‌شود فائق آید. این روش شیوه‌ای مستقیم و در عین حال مؤثر برپایه انرژی خورشیدی می‌باشد که امکان هماهنگ‌سازی بدن با نیروی هستی و بازیابی انرژی حیات را میسر می‌سازد و همچنین به‌سادگی منجر به بیدار شدن قدرت‌های بیکران ذهن می‌گردد. علاوه بر آن، به شخص اجازه می‌دهد تا به‌راحتی از رنج‌های سه‌گانه بشری: بیماری‌های ذهنی، جسمی و جهالت روحانی رهائی یابد. خورشید بزرگ‌ترین سیاه منظومه ماست. محیط آن ۱۰۹ برابر بزرگ‌تر از کره زمین می‌باشد و می‌تواند ۳/۱ میلیون زمین را در خود جای دهد. فاصله آن از زمین به ۱۵۰ میلیون کیلومتر می‌رسد و ۳۳۳ هزاربرابر زمین وزن دارد. همچنین ۸/۹۹ درصد از جرم منظومه شمسی را دارا می‌باشد. خورشید به‌طور دائم زبانه‌های آتشینی به‌طول ۰۰۰/۵۰ کیلومتر و عرض ۹۰۰۰ کیلومتر از خود منتشر می‌سازد که جهش هر یک به‌سمت زمین به ۰۰۰/۲۰۰ کیلومتر می‌رسد. با توجه به این قدرت‌های عظیم تعجبی ندارد اگر خورشید در طول تاریخ منشأ الهام انسان بوده است.
خورشید از دوران‌های اولیه در نقاط مختلف جهان مورد پرستش جوامع بسیاری واقع می‌شده و هر تمدنی داستانی متفاوت از آن با خود داشته است. در مصر باستان، خورشید به نام Ra (خداوندگار آفتاب) مورد پرستش قرار می‌گرفت. عقیده بر این بود که انسان و حیوانات از اشک‌های او به‌وجود آمده‌اند. باور داشتید پادشاه نیز خود پسر خداوندگار خورشید است. همچنین می‌پنداشتند که پادشاه در هنگام مرگش مجدداً به پدر خود خورشید می‌پیوندد. اهرام، راه یا وسیله‌ای برای دسترسی به آسمان محسوب می‌شدند. به‌علاوه، باور بر این بود که Ra سوار بر قایقی در سراسر آسمان سفر می‌نمود و هر شب از میان دنیای زیرین می‌گذشت و در آنجا برای طلوعی دوباره در صبحدم مجبور به غلبه یافتن بر اهریمن Apepi بوده است. او از پشت اقیانوس آشوب بالا می‌آمد تا با ارائه خود دوباره جهان را درود فرستد. در یونان و روم باستان، آپولو (خداوندگار آفتاب) آمد تا با خورشید پیوند داده شود. خورشید در مزوپوتامیا، شاماش خوانده می‌شد. قبال سرخپوست آمریکا حکایات جالب بسیاری در رابطه با خورشید دارند. یکی از این داستان‌ها به‌شرح زیر است:
در زمان‌های گذشته فرمانروای خودخواهی زندگی می‌کرد که خورشید، ماه و ستارگان را فقط برای خودش نگاه داشته بود و جهان هیچ نوری نداشت. در همان زمان کلاغی زندگی می‌کرد که می‌خواست نور را بگیرد و به جهان بدهد. کلاغ خود را به شکل برگی درآورد که دختر فرمانروا آن‌را خورد و سپس باردار شد و فرزندی به‌دنیا آورد. فرزند او کسی نبود به‌جز همان کلاغ. این کودک بسته‌ها و بقچه‌هائی را دید که در جای‌جای خانه فرمانروا آویزان بودند و برای آنها شروع به گریه کرد. فرمانروا که پدربزرگ بخشنده‌ای بود اولین بسته را به کودک داد. این بسته‌ای بود که ستارگان در آن بودند و کلاغ آنها را از دودکش به بالا پرتاب کرد و ستارگان به‌سرعت به‌خود نظم داده و در آسمان قرار گرفتند. کودک دوباره گریه کرد و این‌بار پدربزرگش بسته‌ای را به او داد که ماه در آن قرار داشت و کودک ماه را نیز به آسمان فرستاد. چند وقت بعد کودک باز هم گریه کرد و این‌بار پدربزرگش خورشید را به او داد. کودک به سرعت به کلاغ تبدیل شد و از پنجره به بیرون پرواز کرد و به این ترتیب نور را به این جهان آورد.
از آنجائی‌که نیاز به خورشید برای رشد، کشاورزی، سلامت و بسیاری از جنبه‌ەای دیگر زندگی انسان به اثبات رسیده است، افسانه‌ها و اسطوره‌های بسیاری در سراسر دنیا باور به نیازمندی به نور خورشید را در طرحی عظیم‌تر نمایان می‌سازند. اسطوره‌شناسی هندوستان هم نقش خورشید را دریافت نموده است. در هندوستان باستان، خورشید با نام سوریا ”Surya“ مورد ستایش قرار می‌گرفته است. براساس اسطوره‌شناسی هندوستان سوریا مسئول سلامتی و زندگی بوده است، این انعکاسی است از آنچه شاید باور علمی آن‌روز بوده است. سوریا یکی از خدایان اصلی در دانش ودائی است. او در حالی‌که سوار بر ارابه‌ای است که هفت اسب آن‌را می‌کشند به تصویر درآمده است. مقایسه بین هفت اسب و هفت رنگ نور باعث حیرت است. پدیده HRM در واقع اکتشاف مجدد یک آئین مذهبی ـ علمی است که در دوران باستان برای درمان بیماری‌های بدنی، ذهنی، عاطفی و روحی به‌کار می‌رفته است. در هندوستان باستان به این روش Surya Namaskar سوریا ناماسکار (سلام بر خورشید) می‌گفتند در حالی‌که در آمریکا و مصر باستان به نام Heliotherapy (خورشید درمانی) معروف بوده است. در مناطق آمریکائی خورشید به نام INTA هم خوانده می‌شد. تکنیک علمی که توسط HRM مورد استفاده قرار می‌گیرد به‌گونه‌ای است که فرد انرژی خود را از خورشید تأمین می‌کند. انسان انرژی خورشیدی را برای راه‌اندازی اجاق‌های خورشیدی، گرم‌کننده‌های خورشیدی و اتومبیل‌های خورشیدی به‌کار می‌برد. هیرا راتان مانک هم مانند موارد فوق خود را به یک ماشین خورشیدی که با نور خورشید کار می‌کند مبدل ساخته است. نوع بشر به‌طور سنتی از منابع انرژی دست دوم تغذیه می‌کند زیرا رشد تمام گیاهان به شدت وابسته به خورشید است. اینجا مسئله ما یادگیری چگونگی جذب انرژی از منبع اصلی یا دست اول آن می‌باشد که همانا خورشید است. در مورد اینکه چه چیزی ممکن است در حین تمرین این روش به‌وقوع بپیوندند توضیح علمی وجود دارد. از آنجائی‌که مغز انسان گیرنده‌ای قوی و شبکیه چشم و غده پینه‌آل یا چشم سوم (غده صنوبری) مجهز به سلول‌های دریافت‌گر نور هستند، در حین تمرین سوریا ناماسکار (خورشیدنگری) نوعی تجزیه تحلیل نوری اتفاق می‌افتاد که همه انواع انرژی و ویتامین‌های لازم برای عملکرد صحیح اعضاء داخلی فرد را مهیا می‌سازد. به‌علاوه، تشعشعات نورانی هفت رنگ خورشید باعث درمان تمام بیماری‌ها از جمله فراموشی (heimerz Al)، رعشه (Parkinsons)، چاقی، آرتروز یا ورم مفاصل، پوکی استخوان، سرطان و بیماری‌های دیگر می‌گردد. برای تحقق صلح جهانی هرکسی باید از تعادل کامل ذهن برخوردار باشد، پس این روش همچنین می‌تواند کمکی در جهت حصول این امر باشد.● روند خورشیدنگری
ما یک سوپر کامپیوتر در بدنمان داریم به نام مغز که طبیعت آن‌را به ما ارزانی داشته است. HRM به این کامیپوتر مغز یوتر (BRAINUTER) می‌گویند. مغز انسان از پیشرفته‌ترین ابر کامپیوترها قوی‌تر است. طبیعت به هر انسان استعدادهای بی‌شمار و قدرت‌های ذاتی بیکرانی اعطاء کرده است. افراد هرگز نباید خود را دست کم بگیرند و ناچیز بپندارند. به هر کسی موهبت‌هائی بخشیده شده است. اگر ما از این توانائی‌ها استفاده کنیم می‌توانیم به درجات بسیار بالا نائل آئیم. متأسفانه این قدرت‌های ذاتی بیکران در آن بخش از مغز که عمدتاً غیرفعال و بلااستفاده باقیمانده قرار داده شده‌اند. حتی دانش پزشکی قبول دارد که ما اندکی در حدود ۵ الی ۷ درصد از مغز خود را استفاده می‌کنیم. براساس گزارشات به‌دست آمده باهوش‌ترین انسان‌ها مانند آلبرت انیشتین فقط از ۳۲ درصد از مغز خود استفاده کرده‌اند. اگر ما بتوانیم مغزمان را فعال نمائیم و آن نیروهای ذاتی بیکران را در خود بیدار کنیم آنگاه می‌توانیم خود را به درجات بالاتر ارتقاء بخشیم و هر نتیجه‌ای را که می‌خواهیم به‌دست آوریم. برای اینکه مغز به کارآئی مؤثر برسد باید به‌طور کامل فعال گردد و برای موجودیتی کامل بودن نیاز به منبع انرژی کامل است. انرژی خورشیدی که منشأ تغذیه مغز است فقط از درون چشم‌ها می‌تواند به مغز و بدن انسان وارد و از آن خارج شود. چشم‌ها درب‌های ورودی انرژی خورشید به مغز هستند. آنها همچنین به‌عنوان پنجره‌های روح شناخته شده‌اند. پژوهش‌های علمی اخیر مشخص نموده‌اند که چشم به‌جزء دیدن عملکردهای بسیاری دارد و دائماً مطالب بیشتری در مورد عملکردهای چشم معلوم می‌گردد. چشم‌ها اعضاء پیچیده‌ای هستند، آنها پنج‌میلیارد جزء بیش از یک فضاپیما که حدوداً دارای شش تا هفت میلیون قطعه است دارا می‌باشند. با اطلاع از این مطلب شما می‌توانید به گنجایش بسیار عظیم چشم انسان پی ببرید. HRM قاطعانه اظهار می‌دارد که رنگین‌کمان، درون چشم وجود دارد نه در آسمان و رنگ‌های هفت‌گانه خورشید فقط انعکاس آن چیزی است که در چشم وجود دارد. ما می‌توانیم هر زمان که بخواهیم رنگین‌کمان خلق کنیم، کافی است داخل باغی برویم و به زیر یک منبع آب جاری بنگریم در حالی‌که خورشید از بالای آن می‌گذرد، رنگین‌کمان را خواهیم دید. چشم می‌تواند تمام رنگ‌های طیف نور خورشید را دریافت کند، این مانند داشتن یک پنجره شیشه‌ای است. چشم وسیله کاملی برای دریافت تمام رنگ‌های رنگین‌کمان است.
از آنجائی‌که چشم‌ها از اعضاء ظریف و حساس بدن به‌شمار می‌روند ما باید به شکلی آنها را به خدمت بگیریم که آسیبی به آنها نرسد. آموزش‌ها و نظریه‌های امروزی مانند: اصلاً به نور خورشید نگاه نکنید به بینائی خود صدمه می‌زنید، یا هرگز زیر نور خورشید بیرون نروید چون سرطان می‌گیرید، منجر به ناراحتی اعصاب و پارانویا (شک و بدبینی به دیگران و خودبزرگ‌بینی واهی) می‌شود. شما هرچه بیشتر از طبیعت دور باشید زمینه‌های ابتلا به بیماری را بیشتر می‌نمائید و به‌طور خودکار موجب پشتیبانی شرکت‌های جهانی می‌گردید. برای بهره‌مند شدن از طبیعت، راه‌های عقلانی مشخصی وجود دارد بدون اینکه خود را در معرض آثار مضر آن قرار دهیم. هرکس باید فقط در یکی از دو زمان صبح (از زمان طلوع تا یک‌ساعت بعد) یا عصر (یک‌ساعت قبل از غروب تا غروب) نور خورشید را دریافت کند. علیرغم هر شک منطقی به اثبات رسیده است که انسان در این زمان‌ها از تابش اشعه ماوراءبنفش (UV) و مادون قرمز (IR) در امان است. شاخص اشعه ماوراء بنفش در طول زمستان باقی می‌ماند. بهترین زمان برای گرفتن حمام آفتاب به‌جزء زمستان دو ساعت قبل از غروب یا دوساعت بعد از طلوع می‌باشد. همچنین خورشیدنگری منجر به دریافت ویتامین A و D در طول آن یک‌ساعت نیز می‌گردد. ویتامین A برای سلامت چشم ضروریست، این تنها ویتامینی است که چشم به آن نیاز دارد. اگر شما خورشیدنگری کنید، عینک و لنز کنار می‌روند و قدرت دید بهتر بدون عینک برایتان میسر می‌گردد. ضمناً به‌غیر از طول مدت یک‌ساعت بعد از طلوع یا قبل از غروب، خورشیدنگری در طول زمستان که شدت نور خورشید کمتر است بی‌ضرر می‌باشد.
در واقع طلوع و غروبی وجود ندارد این حالتی است که ما تعریف کرده‌ایم چون خورشید ثابت است و این ما هستیم که روی زمین به‌دور آن می‌چرخیم. HRM به مدت سه‌سال روی بدن خود آزمایش نموده است و این شیوه را براساس سعی و خطا به‌دست آورده است. این شیوه می‌تواند توسط هرکسی در هر جای دنیا و در هر زمان از سال به انجام برسد. HRM یک مورد بی‌همتا نیست بلکه هرکسی می‌تواند این شیوه را به انجام برساند. در حال حاضر هزاران نفر از این روش استفاده می‌کنند و نتایج آن را به‌دست می‌آورند. در برزیل، استرالیا و آلمان بیش از سه هزار نفر با نور زندگی می‌کنند. این تولد مجدد دانشی است که در گذشته‌ای دور به آن عمل می‌کردند و در اصل در زمان باستان تمرینی معنوی بوده است که هم‌اکنون در حال تبدیل شدن به یک تمرین علمی می‌باشد که هرکسی قادر به انجام آن است. شما می‌توانید برای دانستن زمان دقیق طلوع یا غروب خورشید به روزنامه‌ها یا جداول زمان‌بندی روزانه یا جدول اوقات شرعی تقویم‌تان رجوع کنید. هر دو زمان برای تمرین خوب هستند و انتخاب یکی از آنها به‌راحتی خود شخص بستگی دارد. این تمرین روزبه‌روز عمومیت بیشتری پیدا می‌کند و به‌عنوان پدیده HRM شناخته می‌شود. هیرا راتان مانک (HRM) تصور می‌کند که این سه حرف مخفف (Human Resource Management) یا مدیریت منابع انسانی می‌باشد.
خورشیدنگری تمرینی است که یک دوره آن برای تمام طول زندگی شما کافیست. فقط یک‌بار در روز به خورشید در حال طلوع یا غروب نگاه کنید. در روز اول حداکثر ده‌ثانیه نگاه کنید، روز دوم بیست ثانیه و هر روز که تمرین با موفقیت انجام می‌شود ده‌ثانیه اضافه کنید. بنابراین شما در روز دهم متوالی صدثانیه (یک‌دقیقه و چهل‌ثانیه) خورشیدنگری خواهید نمود. با پای برهنه روی زمین برهنه بایستید، چشم‌ها ممکن است بلرزند یا پلک بزنند، ثابت و بی‌حرکت بودن چشم لازم نیست. چرا به‌جای تلویزیون به خورشید نگاه نمی‌کنید؟ شدت نور تلویزیون به‌مراتب بیشتر از نور خورشید در هنگام طلوع یا غروب است. اگر شما می‌توانید به تلویزیون نگاه کنید پس حتماً می‌توانید بدون هیچ ضرری به طلوع یا غروب خورشید نگاه کنید. باور داشته باشید که اشعه‌های نورانی خورشید که بدرون چشمان شما می‌تابند منفعت بسیار زیادی دارند و هیچ آسیبی به شما نمی‌رسانند. این باور بسیار سریع‌تر شما را به نتایج مطلوب می‌رساند. حتی بدون داشتن هیچ باوری باز هم با انجام دادن تمرینات به نتیجه خواهید رسید ولی زمان بیشتری به‌طول خواهد انجامید. از طرف دیگر لازم نیست روند برنامه‌های معمول زندگی روزانه خود را تغییری دهید. هیچ محدودیتی وجود ندارد، شما می‌توانید در طول مدتی که این تمرین را انجام می‌دهید از غذای خود لذت ببرید، نهایتاً گرسنگی خودبه‌خود ناپدید خواهد شد. شاید شما بخواهید که هرروز در یک مکان و زمان ثابت خورشیدنگری کنید که البته دنبال کردن یک الگوی منظم امتیازات ویژه خود را داراست. اگر شما نماز یا دعا می‌خوانید می‌توانید هرگونه دعا یا نمازی می‌خواهید داشته باشید چرا که هیچ نوع خاصی از آنها مورد توصیه و یا لازمه این تمرین نیست. برای احتیاط چشمان خود را توسط یک دکتر متخصص معاینه کنید تا از نقطه‌نظر علمی اطمینان حاصل کنید و سپس به‌طور دوره‌ای معاینه کلی داشته باشید. ضمناً شما می‌توانید برای نمایش میزان تشعشعات ماوراءبنفش و مادون قرمز یک کارت نوری خریداری کنید که قیمت آن حدود ۲ دلار است، نیازی به خرید یک نورسنج گران‌قیمت پانصد دلاری نیست و حتی می‌توانید از حواس معمولی خود استفاده کنید و هنگامی‌که احساس داغی در گونه‌هایتان نمودید خورشیدنگری را متوقف کنید. وقتی تمرین شما به سه ماه برسد، پانزده دقیقه به خورشید بنگرید. در طول مدتی که تمرین می‌کنید تا به پانزده دقیقه برسید چه اتفاقی می‌افتاد؟ انرژی خورشید یا اشعه خورشید از درون چشم عبور می‌کند و شبکه اعصاب هیپوتالاموس که گذرگاهی است از پشت شبکیه چشم تا مغز انسان را فعال می‌کند. همانطور که مغز جریان انرژی را از این گذرگاه دریافت می‌دارد به یک ابرمغز تبدیل می‌گردد و یکی از برنامه‌های نرم‌افزاری ذاتی درون مغز شروع به‌کار می‌نماید و ما شاهد تحولاتی از این دست خواهیم بود که دیگر هیچ فشار ذهنی و نگرانی نداریم.در کنار این تحولات برای رویاروئی با مشکلات زندگی، اعتمادبه‌نفسی خواهیم داشت که حاصل ذهنیت مثبت به‌جای منفی است و از آنجائی‌که تمام ناراحتی‌های ذهنی و بیماری‌های روانی ناپدید می‌گردند ما از ترس رها می‌شویم. این بخش اول این شیوه می‌باشد که حدود سه ماه به‌طول می‌انجامد. انسان‌ها دارای کیفیات خوب و بد هستند که دو روی یک سکه می‌باشند. در نبود نور خورشید کیفیات بد در ما رشد می‌یابند و وقتی نور خورشید به‌درون مغز وارد می‌شود کیفیات خوب جایگزین کیفیات بد می‌شوند. نهایتاً حتی جهالت معنوی هم از بین خواهد رفت. بعضی وقت‌ها از آنچه می‌خوانید یا می‌شنوید مبهوت می‌شوید. اطلاعات متناقضی که در مسائل زندگی به‌دست می‌آورید سردرگم شده از تصمیم‌گیری باز می‌مانید ولی بعد از ۳ ماه خورشیدنگری حسی از اعتماد در شما گسترش می‌یابد و به‌طور باطنی پاسخ‌های خود را خواهید یافت. هنگامی‌که شما در جایگاه قضاوت پاسخ‌های شخصی خود به‌عنوان پاسخ‌های صحیح قرار دارید، تعادل ذهن وجود دارد. شما نیروهای درونی خود را پرورش می‌دهید. کیفیات بد ناپدید می‌شوند، خشم، حرص، طمع، و حسادت شما را ترک می‌کنند. شما مرتکب عمل خطائی نمی‌شوید تبدیل به یک موجود دوست‌داشتنی می‌شوید که همه دوستتان دارند.
اگر مثبت و فارغ از ترس باشید به کسی صدمه و آزاری نمی‌رسانید بلکه دلسوز و غمخوار دیگران می‌شوید. این هدیه‌ای بسیار بزرگ به صلح جهانی است. یک حرکت مثبت منجر به ایجاد راه‌حل‌هائی برای مشکلات و بیهودگی‌ها در جامعه می‌گردد. دیگر نیازی به مهندسین محیط زیست نخواهیم داشت چون دیگر زباله و آشغالی وجود ندارد که بیرون بریزیم. پس از سه ماه و نیم همه چیز تغییر خواهد کرد. افسردگی از بین می‌رود. روانپزشکان مشاهده نموده‌اند که غم و اندوه از نبود نور خورشید ناشی می‌شود. با تمرین خورشیدنگری هرگز در طول زندگی خود افسردگی نخواهید داشت و به تعادل کامل ذهن دسترسی خواهید یافت. ترس از مرگ از بین می‌رود و وضعیت ذهن به‌گونه‌ای خواهد شد که به مرگ خوش‌آمد خواهید گفت. شما قادر خواهید بود به هر چه باید اتفاق بیفتد اجازه دهید بدون هیچ نگرانی اتفاق بیفتد. هرکسی دچار نوعی آشفتگی و اختلال ذهنی است و این بزرگ‌ترین مشکل انسان است که با استفاده درست از نور خورشید می‌تواند رفع گردد.
سپس درمان بیماری‌های بدنی آغاز می‌گردد. مغز هفتاد تا هشتاددرصد از انرژی به‌دست آمده از غذا را به‌عنوان سوخت فشارهای عصبی و نگرانی‌ها به مصرف می‌رساند. در صورت نبود فشارهای عصبی و ذهنی دیگر مغز به همان اندازه سابق به غذا نیاز ندارد. همچنان‌که شما به خورشیدنگری ادامه می‌دهید و فشارهای عصبی و ذهنی کاهش می‌یابند نیاز به غذاخوردن نیز کاهش می‌یابد. وقتی پس از حدود شش‌ماه به سی‌دقیقه خورشیدنگری مداوم می‌رسید به آرامی از تمام بیماری‌های بدنی رهائی می‌یابید چون تا آن‌زمان تمام رنگ‌های نور خورشید از طریق چشم‌ها به مغز رسیده‌اند. مغز جریان Color Prana (نیروی حیاتی رنگ‌ها) را متناسب با هر یک از اعضاء مربوطه تنظیم می‌نماید و تمام اعضاء داخلی میزان فراوانی از این جریان را دریافت می‌دارند. اعضاء حیاتی بدن به نوع خاصی از این نیروهای حیاتی رنگ‌ها نیاز دارند. کلیه رنگ قرمز، قلب رنگ زرد، کبد رنگ سبز و… رنگ‌ها به اعضاء می‌رسند و کمبودها را برطرف می‌کنند. این همان‌گونه‌ایست که رنگ‌درمانی عمل می‌کند مانند ریکی (Reiki) و درمان پرانائی (Pranic Healing). اطلاعات بسیار جامعی در مورد رنگ‌درمانی موجود است.
این روند رها شدن از تمام بیماری‌های بدنی در مدت شش‌ماه می‌باشد. اگر در هنگام خورشیدنگری با تلقین به خود، درمان کامل خویش را تصور کنیم، درمان حتی در زمان کوتاه‌تری حدود ۳ تا ۴ ماه نیز حاصل می‌شود. روش‌های علمی مانند (Solariums) (اتاق‌های شیشه‌ای مخصوص حمام آفتاب برای بیماران) کریستال‌ها، بطری‌های رنگی، سنگ‌های طبیعی و قیمتی همه از انرژی خورشیدی ذخیره شده و نهفته در آنها استفاده می‌کنند. شما می‌توانید سنگ‌های رنگی طبیعی را در آب آشامیدنی به‌کار برید و به روند درمان سرعت بخشید. در Solariumها یک سکوی سی‌متری وجود دارد که روی آن شبکه‌ای از شیشه‌های رنگی ساخته می‌شود و هر یک از تقسیمات شیشه‌ای هفت‌تائی برای یک از رنگ‌های هفت‌گانه (بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز) بنا می‌شود. این سکو در طول روز حرکت می‌کند و می‌چرخد، بیمار را برای درمان براساس طبیعت بیماریش در زیر رنگ مناسب قرار می‌دهند. مشابه این روش بطری‌های شیشه‌ای آب آشامیدنی با رنگ‌های گوناگون هستند که برای مدت هشت ساعت زیر نورخورشید نگاه داشته می‌شوند سپس آب درون آنها براثر نور خورشید ارزش داروئی پیدا می‌کند و منجر به درمان بیماری‌های مختلف می‌گردد. فرآیند فتوسنتز که ما به اشتباه آن‌را فهمیده‌ایم در واقع نیازی به کلروفیل (سبزینه) ندارد، این فقط گیاهان هستند که به سبزینه برای فتوسنتز نیاز دارند. بدن انسان می‌توان به‌وسیله دیگری این عمل را انجام دهد.
فتوسنتز تبدیل و تغییر شکل انرژی خورشیدی به یک انرژی قابل استفاده است. این همان‌گونه‌ایست که سلول‌های photovoltaic (قدرت‌زای نوری) کار می‌کنند و از نور، انرژی الکتریکی به‌وجود می‌آورند. همچنین در اجاق‌های خورشیدی آب گرم می‌شود، غذا پخته می‌شود و باطری‌های خورشیدی باعث حرکت اتومبیل‌ها می‌شوند. چشم‌ها تمام طیف رنگ‌های طیف نور خورشید را دریافت می‌کنند و مغز آنها را براساس نیاز بین اعضاء بدن توزیع می‌کند. شما نیاز به هیچ واسطه‌ای ندارید و در طول این شش‌ماه استاد خود هستید. همچنان‌که شما به خورشیدنگری ادامه می‌دهید، دیگر انرژی برای اختلال‌های ذهنی و یا بیماری‌های بدنی مصرف نمی‌شود در نتیجه سطح ذخیره انرژی در بدن شما افزایش می‌یابد. زمانی‌که پس از هفت‌ماه و نیم به سی‌وپنج دقیقه خورشیدنگری می‌رسید گرسنگی به‌طور محسوس شروع به کاهش می‌کند. هیچ‌کس احتیاج ندارد بیش از حد گرسنگی خود غذا بخورد.گرسنگی برای تأمین نیازهای بدن به انرژی که برای ادامه حیات ضروریست به‌وجود می‌آید ولی غذا برای عملکرد بدن یک ضرورت محسوب نمی‌شود بلکه این انرژی است که ضرورت دارد. معمولاً شما با خوردن غذا که فرآورده نور خورشید است به‌طور غیرمستقیم انرژی خورشید را دریافت می‌کنید. اگر نور خورشید وجود نداشته باشد هیچ غذائی وجود ندارد و هیچ گیاهی رشد نمی‌کند. در مدت شش‌ماه شما شروع به دریافت غذا به‌شکل اصلی آن یعنی نور خورشید می‌کنید. به‌غیر از این از ورود موادسمی و مضر به‌داخل بدن که با خوردن غذای معمولی اتفاق می‌افتد جلوگیری می‌کند. بنابراین زمانی‌که شما غذا را به شکل اصلی آن مصرف می‌کنید گرسنگی رو به کاهش گذاشته و نهایتاً ناپدید می‌شود. پس از ماه هشتم گرسنگی تقریباً باید محو شده باشد. برای یک شخص کند و بی‌اعتقاد ممکن است این دوره به نه ماه یا چهل و چهار دقیقه خورشیدنگری برسد. پس از آن گرسینگی برای همیشه از بین خواهد رفت. تمام مکانیزم‌های مربوط به گرسنگی مانند حساسیت به بوی غذا، ولع و دل‌ضعفه از بین می‌روند. سطح انرژی در شما افزایش می‌یابد.
پس از گذراندن این تجربه به این نظر خواهید رسید که مغز با نور خورشید بسیار خوب فعالیت می‌کند. اگر این شیوه را به‌خوبی انجام دهید تبدیل به یک اجاق خورشیدی می‌شوید. پس از نه ماه یا هنگامی‌که به مرز چهل و چهاردقیقه رسیدید باید از خورشیدنگری دست بردارید زیرا دانش خورشیدی برای محافظت از چشم، خورشیدنگری بیشتر را ممنوع کرده است. وقتی شما تمرین را قطع کنید بدن بی‌انرژی می‌شود ولی باید دوباره پرانرژی گردد. اکنون شما تمرین را قطع کنید بدن بی‌انرژی می‌شود ولی باید دوباره پرانرژی گردد. اکنون شما باید روزی ۴۵ دقیقه با پای برهنه روی زمین برهنه پیاده‌روی کنید. فقط به آرامی پیاده‌روی کنید. نیازی نیست به تندی راه بروید یا بدوید. در هر زمان از روز که برایتان راحت است می‌توانید پیاده‌روی کنید. فقط به آرامی پیاده‌روی کنید. نیازی نیست به تندی راه بروید یا بدوید. ولی ترجیحاً زمانی‌که زمین گرم‌تر است و نور خورشید به بدن شما می‌تابد ارجح است. وقتی شما با پای برهنه پیاده‌روی می‌کنید یک غده مهم در مرکز مغز به‌نام غده صنوبری یا چشم سوم فعال می‌شود. انگشت شصت‌پا با این غده ارتباط مستقیم دارد. بیست و پنج سال پیش این غده را بلااستفاده می‌دانستند ولی اکنون به غده‌ای مهم برای تحقیق و مطالعه مبدل شده است و تاکنون حدود هجده‌هزار مقاله علمی در مورد آن منتشر شه است. این غده همیشه به‌عنوان جایگاه روح شناخته می‌شده است و انتهای بخشی از اعصاب بینائی به آن می‌رسد. همچنین چهارانگشت دیگر پا نیز هر یک در ارتباط مستقیم با یکی از عدد دیگر: هیپوفیز، هیپوتالاموس، تالاموس و بادامه می‌باشند. غده بادامه مغز در دو سال گذشته اهمیت بسیاری در تحقیقات پزشکی پیدا کرده است. این غده هسته مرکزی خورشید و انرژی کیهانی در بدن است و نقش بسیار مهمی در فرآیند فتوسنتز نور خورشید که از درون چشم به مغز می‌رسد دارد.
وقتی شما با پاهی برهنه را می‌روید وزن بدن شما توسط انگشتان پا این ۵ غده را تحریک می‌کند و این فرآیند به‌وسیله گرما یا انرژی زمین و نیروی هستی‌بخش خورشید که روی سر شما (چاکرای تاج) می‌بارد تقویت می‌گردد. چاکراها روی ستون‌فقرات قرار ندارند، مکان‌های روی ستون‌فقرات تخیلی هستند، آنها به‌طور مشخص در مغز قرار دارند. تمام اینها یک میدان مغناطیسی به‌وجود می‌آورند که بدن و مغز را از طریق ورود انرژی خورشید به‌درون سرحال و پرانرژی می‌کنند. آرام باشید و پیاده‌روی چهل و پنج دقیقه‌ای روزانه را به مدت یکسال ادامه دهید. نیاز به غذا همچنان روند رو به کاهش خواهد داشت. بعد از یک‌سال دریافت انرژی، اگر از پیشرفت خود احساس رضایت می‌کنید می‌توانید پیاده‌روی با پای برهنه را قطع کنید. از آن به‌بعد هر سه چهار روز یک‌بار چند دقیقه در معرض نور خورشید قرار گرفتن کافی خواهد بود.
ولی اگر می‌خواهید سیستم ایمنی بدن قوی شود و قدرت حافظه و هوش شما افزایش یابد به پیاده‌روی با پای برهنه ادامه دهید. هر چقدر گرمای خورشید زیر پاهای شما بیشتر باشد، مغز بیشتر فعال می‌شود و این منجر به فعالیت بیشتر غده صنوبری می‌گردد. غده صنوبری یا چشم سوم دارای عملکردهای مشخص روحی روانی و هدایتی می‌باشد یعنی شما می‌توانید مانند یک پرنده پرواز کنید و مهارت‌های ذهنی و روانی همچون تله‌پاتی، برون‌فکنی بینائی (مشاهده از راه دور) و حضور همزمان بدن در مکان‌های مختلف را گسترش دهید. علم عملکردهای ذهنی و روانی انسان را تأیید می‌کند و آزمایشات پزشکی برای اثبات آنها انجام می‌گیرند. وقتی شما خوردن را متوقف می‌کنید اعضاء مختلف بدن به‌دلیل رفع مسمومیت، خالص و پاک می‌شوند. اعضاء گوناگون داخلی بدن به‌عنوان بخش‌های مکانیکی مختلف به قصد پرواز و سفر فضائی ایفای نقش می‌کنند. پس اعضاء داخلی بدن به‌جزء هضم غذا ارزش کاربردی دیگری هم دارند. تمام غدد عملکردهای بسیاری دارند که با انرژی خورشید در کمال مطلوب عمل می‌کنند. اگر شما آنقدر خوش‌شانس باشید که بتوانید مغز خود را به‌طور کامل و بهینه فعال سازید به‌طور حتم به روشن‌شدگی (درون بیداری، خودشناسی) دست خواهید یافت. شما می‌توانید از گذشته، حال و آینده آگاه شوید. تقریباً همه مشکلات حل می‌شوند. این روش می‌تواند به شکل بی‌خطری برای کنترل چاقی به‌کار گرفته شود.
در طول تاریخ، عده زیادی بدون غذا زندگی کرده‌اند. پیرو این مطلب در سال ۱۹۲۲ میلادی کالج پزشکی سلطنتی در لندن حکمی صادر نمود مبنی بر اینکه شعاع‌های نور خورشید بهترین غذا برای انسان به‌شمار می‌روند. ولی هیچ‌کس عنوان نداشت که روش آن چه بوده است. به‌عنوان مثال یوگاناندا در کتاب خود تحت عنوان زندگی‌نامه یک یوگی با عرفا و قدیسین بسیاری مصاحبه نموده است تا راز غذا نخوردن آنها را دریابد، پاسخ مشترک آنها این بوده که انرژی خورشید از درون یک درب سربی وارد می‌شده و به بصل‌النخاع در مغز می‌رسیده است.آنها راز خود را فاش نمی‌کردند و این دانش برای مردم معمولی در هر زمان گم شده بود. یک گروه بین‌المللی متشکل از بیست و یک دکتر، HRM را به مدت چهارصد و یازده روز در احمدآبد هندوستان تحت نظارت گرفتند. در طول این مدت هیرا راتان مانک فقط به خوردن آب بسنده نمود. در این دوره عده‌ای داوطلب به‌طور ترتیبی و نوبتی به نظارت بر او پرداختند. هر چند انرژی خورشید برای HRM بیش از حد نیاز او بود با این‌حال برای همراهی و خوشحالی افراد خانواده‌اش و گروه دکترها قهوه، چای یا آبدوغ می‌نوشید. پس از شور و هیجان حاصل از یافته‌های احمدآباد، HRM به دانشگاه توماس جفرسون و دانشگاه دولتی پن در فیلادلفیا دعوت شد. آنها می‌خواستند شبکیه چشم، غده صنوبری و مغز او را مشاهده و مورد آزمایش قرار دهند. هفتصد عکس برداشته شد، برخی از نتایج اولیه به‌دست آمده حاکی از آن بود که سلول‌های خاکستری در مغز HRM زایش مجدد یافته‌اند. سلول‌های عصبی فعال گزارش شدند نه در حال مرگ، غده صنوبری در حال انقباض و جمع شدن نبود. در صورتی‌که معمولاً پس از پنجاه و پنج سالگی غده مذکور کوچک و جمع می‌شود. به‌طور میانگین حداکثر اندازه این غده در حدود ۶ در ۶ میلیمتر است ولی غده صنوبری HRM در ۱۱ میلیمتر است. کسانی‌که خورشیدنگری می‌کنند برای اینکه مورد آزمایش قرار گیرند داوطلب می‌شوند ولی ثبت کردن نتایج روانشناختی گوناگون به‌دلیل مشکلات مالی مقدور نیست. خورشیدنگری تنها راه‌حل تورم مفاصل یا آرتروز، میگرن و ترومبوزیس (ایجاد لخته خون در رگ‌ها) می‌باشد. امروزه ترومبوزیس یکی از مشکلات رایج می‌باشد به‌دلیل اینکه ما روی صندلی می‌نشینیم و پاها همیشه آویزان هستند و جابه‌جائی کاسه‌زانو مد شده است و حتی زمان‌هائی که هیچ نیازی به جراحی‌های سخت و گران نیست به‌دلیل تشخیص غلط پزشکی و حرص و طمع این‌گونه جراحی‌ها صورت می‌گیرند. بیائید وابسته به هیچ منشأ و مرجع بیرونی نباشیم. بیائید خودمان استاد خود باشیم. بیائید خورشیدنگری کنیم. شما ممکن است در یکی از این سه مرحله تمرین خورشیدنگری را بشکنید: ۱. از ابتدا تا سه ماه ۲. از سه ماه تا شش ماه ۳. از شش ماه تا نه ماه. در این‌صورت شما باید تا پایان عمرتان روزی چهل و پنج دقیقه با پای برهنه پیاده‌روی کنید. غذا ما را وامی‌دارد باعث اعمال رنج بسیار و استثمار دیگران شویم. خصوصیت منحصر به‌فرد HRM این است که او بدن زنده خود را کاملاً در اختیار مشاهدات و آزمایشات جهان علم قرار داده است. عملکردها و کارائی‌های مغز پیچیده هستند و هیچ‌کس نمی‌تواند توضیح دهد که چرا به غذا نیازی نیست و چگونه خورشیدنگری این شگفتی‌ها را ببار می‌آورد! همچنین دانشمندان اتفاق نظر یافته‌اند که گرسنگی به‌طور قطع در حال حذف شدن است. HRM برای افرادی‌که کنجکاو هستند این‌دو کتاب را توصیه می‌کند:
۱. نور، داوری آینده نوشته جاکوب لیبرمن Ligh, medicine of future by jacob Liberman
۲. خورشید شفابخش: نور خورشید و سلامتی در قرن بیست‌ویکم نوشته ریچارد هابدی The healing sun: Sunligh and health in the ۲۱ century by Richard Hobday
روی جلد هر دو کتاب بالا از شما می‌خواهند که هر چه سریع‌تر خود را از عینک آفتابی خلاص کنید. ما از آثار سودمند بادهای خورشیدی پرهیز می‌کنیم. خورشیدنگری بین ساعت ده صبح تا سه بعدازظهر توصیه نمی‌شود. ضمناً از کرم ضدآفتاب استفاده نکنید چون وقتی حرارت بدن بالا می‌رود و شما تنفس می‌کنید بدن عرق می‌کند و مواد زائد و بیهوده باید از بدن خارج شوند. زمانی‌که بدن شما از کرم ضدآفتاب یا لوسیون‌ها پوشانده شده باشد مواد آنها فاسد می‌شوند و موادشیمیائی وارد بدن شما می‌شوند. این عمل اشتباه و استفاده غلط ماست پس چرا باید خورشید را مقصر سرطان پوست بدانیم؟
از حمام آفتاب گرفتن در طول روز باید اجتناب گردد. در بین آمریکائی‌ها تمرینی برای به‌دست آوردن انرژی براساس یک اصل موقت و گذرا وجود دارد. بومیان آمریکا برای رساندن انرژی به بدنشان به مدت دو ساعت زیر نور خورشید می‌ایستند و حمام آفتاب می‌گیرند و سعی می‌کنند تمام بدن خود را در مقابل تابش نور خورشید قرار دهند و در آن‌روزها غذا نمی‌خورند. آنها با میکرو غذای نور خورشید زندگی می‌کنند. وقتی خورشید را می‌بینیم سرحال و پرانرژی می‌شویم. در این جهان معجزه‌ای وجود ندارد، همه‌چیز در عالم علم است. برای هر چیزی توضیحی هست ولی همچنان همه چیز امکان‌پذیر است. حوزه امکانات نامحدود است همانطور که تصورات و تخیلات انسان نامحدودند. از انرژی خورشید به شیوە‌ای بی‌گزند استفاده نمائید نه جهت اهداف زیانبار. تقاضای HRM این است که شما از این روش برای منفعت و گسترش توانائی خود و در جهت انسانیت استفاده کنید.

برگردان: مزدا فرمومنی

منبع : مجله دانش یوگا


برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

شما هم دیدگاهی برای این مطلب ارسال کنید